خط داستانی
جیولا با فردی غریبه برای فراموشی دلشکستگی یک شب میخوابد. بیهدف در خیابانهای مِلانو قدم میزند تا تنش را آزاد کند، با زنی از تورین روبهرو میشود که از شریکش توضیحی میخواهد و حاضر نیست او را ببیند. دو نفر با هم متحد میشوند و با هم حسابهایشان را با او تسویه میکنند. هیچیک از آنها تمایلی برای رفتن به خانه و تنهایی احساس نمیکند و شب را به گشت و گذار در شهر میگذرانند