خط داستانی
مایک در نیویورک زندگی می کند. هر روز در خیابان ها قدم می زند و آنچه می بیند با اندیشه هایش در هم می آمیزد، در حالی که رویاهایش با توهم های جامعه تصاویر مبهم می شوند. در چنین شهر بزرگی ممکن است یافتن تعادل بین واژه ها و صداهای اطراف دشوار باشد. ناگهان، مایک می فهمد چه می خواهد: رفتن به دور دست ها.