خط داستانی
تازه عروس و داماد، باب و سوزی، با مشکلاتی از سوی صاحبخانه مواجه میشوند زمانی که مادر سوزی به دیدن آنها میآید و سگش را هم با خود میآورد، در حالی که داشتن سگ در آپارتمان آنها ممنوع است و ممکن است از خانه بیرون شوند. مادر میرود و همه چیز خوب میشود. رئیس باب (دونالد مک براید) به باب میگوید که اگر از سگ پلیس بینظم او در زمان سفرش مراقبت کند، او را به مدیر فروش ارتقا میدهد. باب فکر میکند که هیچ ریسکی، هیچ سودی ندارد تا اینکه صاحبخانه عصبانی دوباره ظاهر میشود. اما رئیس باب این مشکل را با خرید ملک حل میکند و میگوید که باب و سوزی میتوانند هر تعداد سگی که میخواهند نگه دارند.