خط داستانی
لئونارد دار، یک تهیهکننده، خود را بدون بازیگری قوی برای ایفای نقش فیلیپ داوانی، یکی از شخصیتهای مهم نمایش، مییابد. شرکت او به طور موقت تعطیل میشود و او به خانه برمیگردد. درنت هال از او دعوت میکند تا با او مصاحبه کند. همسر هال بیمار است و پزشک به او دستور داده تا غذا و مراقبتهای پزشکی بهتری به او بدهد. هال، ناامید، از این فرصت استفاده میکند و از دار میخواهد تا نمایشنامهاش را بخواند. دار با شگفتی به عجیبترین صحبتهایی که تا به حال شنیده گوش میدهد، اما از بازی فوقالعاده نویسنده بسیار متعجب میشود. دار چکی برای نمایشنامه مینویسد و در حالی که مرد گرسنه به او نگاه میکند، به آرامی دستنوشته را به آتش میاندازد. دار میگوید او را به بزرگترین بازیگر زنده تبدیل خواهد کرد. هال در نقش فیلیپ داوانی انتخاب میشود. در ابتدا، هال با سردی واضحی از سوی تماشاگران مواجه میشود، اما در نهایت تشویقها یکی پس از دیگری به گوش میرسد. در این لحظه، ساعت پیروزی او، پیامی از خانه به او میرسد.