خط داستانی
در یک خیابان کوچک در حاشیه شهر، دو فروشگاه کوچک در کنار هم قرار دارند: فروشگاه گیاهان دارویی نومسن و فروشگاه لولهکشی میکلسن. نومسن، گیاهشناس کوچک و عجیب و دوستانه، دوست دارد میکلسن، لولهکش عصبانی را اذیت کند. میکلسن میخواهد فروشگاه را بفروشد، عمدتاً به این دلیل که اقتصاد بد است پس از اینکه همکار سابقش، ویلهلم، آن را ترک کرده است. حالا ویلهلم در حال بازگشت است، که این خبر باعث خوشحالی دختر میکلسن میشود که عاشق ویلهلم است.