خط داستانی
درامی به نام دوست دارم، دوست داری در سال ۱۹۸۰ ساخته شد اما به دلیل ممنوعیت ایدئولوژیک مضحک، فیلم نه سال بعد به سینماها راه یافت. پیستا مردی مجرد است که در واگن باربری کار میکند که نامهها و بستهها را حمل میکند. مشروب به او کمک میکند تا از ناتوانی کوتاه بودن و ظاهر خوب نبودن عبور کند. او آرزوی داشتن زنی را دارد اما زنی که واقعاً میخواهد، ویرای پیرمردی است که بارها دوباره بارها بار میزند، برای مرد دیگری دلسوزی دارد. بنابراین پیستا هیچ کس ندارد و هیچ چیز ندارد، به جز مادر سالخوردهای که گاهی او را به رسمیت نمیشناسد. این فیلم جایزه نقرهای خرس برای کارگردانی برتر در جشنواره بینالمللی فیلم برلین را دریافت کرد.