خط داستانی
مردی فراری در خرابههای شهری محاصره شده پناه میگیرد. با کمک گروهی از کودکان، او در اتاقی خالی پناه میگیرد. ساکنان ساختمان از هویت او سؤال میکنند. او پاسخهای فراری میدهد و میگوید نامش الویس است. با کمک مایا، دختری که به او دل میبازد، مهلت زندگی مرد غریبه افزایش مییابد تا اینکه معلوم میشود او آنطور که ادعا میکند نیست.