خط داستانی
چیریتای خودبین، نقشههای بزرگ همسری بافته است، زیرا آه، آه چه درد دارد نداشتن دختران مجرد! از ناراضی بودن از نِشِییدهگراهای جاهطلب که به دنبال دست دخترانش هستند، او با فرصتی برای یافتن شوهران بهتری برای آنان به Iasi میکاهد. درهمتنیدگیها، تعقیبها، تَرَندِشانها، بیهوشی، حقهها، چرخشها، رمانها، سرودها، پادشاهی از حقارت که به عنوان شوخطی و طنز ارائه میشود.