خط داستانی
براساس یک رمز و راز واقعی در روزنامهها پس از جنگ جهانی اول، این داستان نسبتاً کلاسیک درباره مردی با پوشش نامناسب است که به ایستگاه پلیس تورین آورد میشود تا از گلدانهای گل از گورستان دزدیده شده است. او به شکل نسبتاً شدید بازجویی میشود و چون نمیداند که کیست یا به کجا تعلق دارد، به هوای درمانی برده میشود. پس از انتشار عکسش در روزنامهها، زنی در مؤسسه حاضر میشود و ادعا میکند که او استاد کانِلا، همسر ثروتمند گمشدهاش است. خبر آزادی فردِ مبتلا به فراموشی به دست میآید اما ادعای او به سرعت و با جدیت توسط خانوادهای دیگر به چالش کشیده میشود و رفتار پرونده به دادگاه باز میگردد. در این میان، برای مدتی، این «استاد» در زندان است. در ادامه درام دادگاه، شواهد مختلفی وجود دارد که نشان میدهد آیا فرد مبتلا به فراموشی به درستی شناسایی شده است یا خیر و توسط چه کسی.