خط داستانی
او بسیار خوشحال و افتخار میکند! زیرا او معتقد است که یک شکارچی بزرگ است که طعمه زیبایش، Eva را به خانه میآورد. اما او بهتر میداند و همچنین سه خواهرش که برای عروسی حاضر میشوند، زیرا دختران به طور طبیعی همه چیز را درباره فریبهای زنان و عشق میدانند. با لبخندی کاملاً گیج اما همدلانه به سه زن ناراضی که نتوانسته او را به دست آورد، او با عروس جوانش فرار میکند. در عوض، سه خواهر با گفتن داستان واقعی به یکدیگر سرگرم میشوند - اینکه واقعاً چه اتفاقی برای این زوج جوان افتاده و مسیرهای پیچیدهای که او برای رسیدن به عروسیاش طی کرده است. زیرا همیشه این طعمه بوده که شکارچی را شکار کرده و - بدون اینکه او هرگز شک کند - او بیشتر از یک دون ژوان، یک اسباببازی بوده است. آنچه دختران به یکدیگر "اعتراف" میکنند خستهکننده نیست - این یک کمدی است - که البته درباره "اینطور که زنان هستند" نیست! در بهترین حالت، درباره این است که زنان هم اینطور هستند!