خط داستانی
در دوران طلا یابی آلاسکا در اواخر دهه ۱۸۰۰. در تلاش برای کنترل یک شهر کوچک معدنی، شان مک لنون در حال خرید هر ادعایی است که در دسترس قرار میگیرد، معمولاً پس از مرگ مالکان قبلی به دست 'کمکهای' مک لنون. یکی از معدنکارانی که هدف مک لنون قرار گرفته، یک شکارچی نیمه هندی به نام هادسون سانتیک است که موفق میشود از دست مزدوران او فرار کند و به شهر برگردد تا ادعای خود را دوباره برقرار کند و انتقام بگیرد. مک لنون و مردانش از نظر تعداد و سلاحها برتری دارند، اما سانتیک مهارتهای بقا و دانش خود از بیابانهای آلاسکا را دارد.