خط داستانی
این درام اروپایی که در پاریس اتفاق میافتد، موسیقیدانی نابغه را دنبال میکند که به طور ناگهانی از حرفهاش دست میکشد تا در میان تودهٔ مردم زندگی و عشق را تجربه کند. آرماند ویولننواز است که آرزومان تجربهٔ این زندگی و به اشتراک گذاشتن موسیقی با همه را دارد، نه فقط با افراد مرفه و برجسته. او جهان درخشان موسیقی کلاسیک را بدون نگاه برگشتپذیر ترک میکند و در متروی پاریس ساکن میشود جایی که در کنار گدایان و بیبندوباران است. در آنجا با لیڈیا، کارمند مترو، آشنا میشود و با او دوست میشود.