خط داستانی
تامیر پسری جوان و بااستعداد است که با جد بزرگش بزرگ شده و در پایتخت اولان باتور به تیم ملی بوکس میپیوندد؛ مربی بولد امیدهای زیادی دارد اما تامیر در دام شبکه های سارنگه، دختر بولد، گرفتار میشود و این وضع برای حرفه اش معمولاً مضر است؛ سارنگه با گروهی از جوانان مصرفگرای غربی ارتباط دارد و برای طرد پدرش تامر را تشویق میکند تا دیر وقت بیدار بماند و به تمرین خود بیاعتنا باشد؛ تیم بوکس برای اروپا میرود اما تامر با یک باستانشناس فرانسوی عشق ورزیده است و گذشته از این، دوست سابق سارنگه کشته میشود و تامر به عنوان مظنون بازداشت میشود و دیگر احساس عضویت در جمع privileged را ندارد