خط داستانی
تاماش میکوشد از بیمعنایی زندگی روزمره شهر کوچک فرار کند. او به هندی تبدیل میشود و در کنار جنگل کلبهای میسازد. اگرچه بعدها به شهر برای مادرش بازمیگردد، همچنان فردی غیراجتماعی و کابوایی میماند، همه او را تمسخر میکنند اما کودکان او را با احترام بهدر مینگرند. او دوستی پیدا میکند که او نیز میخواهد هندی شود، اما پسر به زودی به آسایشگاه روانی میافتد.