خط داستانی
وینتون مونترال ۱۹۴۸ در روز عید روزهشانه چایم نویسنده ییدیش به فکر دینش می افتد وقتی مجبور می شود در مراسم مینیان دهمین شرکت کند در پارک دوستی قدیمی را می بیند که از زمان دعوا در مدرسه ی یشوا با هم نبوده اند هرش یک کشیشی که از آشویتز جان سالم به در برده است ایمانش را تقویت کرد در حالی که چایم از نا امیدی ایمانش را از دست داده است آن دو با هم راه می روند و درباره خود و دین و زندگی و دعوای قدیمی و دوستی شان با اشتیاق بحث می کنند