خط داستانی
عمو (۶۹) با قلبی ضعیف روز را با تاکسی میگذراند. شبها نوهاش ژول وظیفه را بر عهده میگیرد. آنها به یکدیگر محبت می کنند. این شامگاه عمو در بار گوشه خیابان برای تولد شصتم جشن میگیرد؛ اما ژول به دلیل عشق به زنی، جشن را از دست میدهد. ژول که بیست و نه ساله است تازه عاشق زنی شده، شب قبل سوار بر تاکسی عمو شده و بدون پرداخت صورتحساب از صحنه می رود.