خط داستانی
گروهی از نوجوانان خانه های امن خود را رها کرده و به جنوب به سوی کوه های پیرنه می روند تا گنجی را که درباره اش خوانده اند بیابند. به طور همزمان پسری چهارده ساله به شدت مجذوب کلود (آندره فِره)، مادری بالغ، می شود و فرار می کند تا با او باشد. پس از اینکه او را با وضعیتش مناسب رسیدگی می کند، او هم کنجکاوی خود را دنبال می کند و آن ها به طور کوتاه رابطه ای جنسی دارند، که پس از آن او به نقش خود به عنوان بزرگسال بازمی گردد و اطمینان می دهد که به خانواده خود که از رابطه شان مشکوک بوده اند بازگردد.