خط داستانی
با در نظر گرفتن این که عبد الله جان از موسیکوف در سال یکهزار و نهصد و نود و یک به استیون اسپیلبرگ اختصاص داده شده بود، میتوان گفت که این چهار پسر بیش از هر چیز نمادی از تقابل بیگناهی جوانانه با تهدیدی وخیم است—چرایی کارکردهای پایه ای ای.تی. یا جنگ دنیاها، فرضاً. تهدید اما بهتر است نه از طریق ملیگرایی مبهم یا سوسیالیسم گرم شده، بلکه از طریق نقطه ارجاع دیگرِ عبد الله جان—استاکرِ تورکوفکیِ ۱۹۸۰. موسیکوف پسرانش را در پرتوِ روشن و بیش از حد روشنایی رها میکند تا آسمانهای تاشکنتِ آفتابی به نظر نیاید، بلکه نوری مضطرب و بیمرز برای مطابقت با دامنهٔ تونالِ تختِ استاکر باشد. پسران ازبک ما در جای مشخصی نیستند؛ این یک دامنهٔ گستردهتر از هر چیزی بینالمللی است.