خط داستانی
سال هزار و نهصد و هشتاد و دو، بوداپست. دو پسر جوان هشتده ساله مجاری به این باور می رسند که مجاری بودن خسته کننده است و تصمیم می گیرند به لهستان سفر کنند تا یک ماجراجویی واقعی داشته باشند. طرح فرار به سوئد ناموفق می ماند و خود را در زندان لهستانی می یابند