خط داستانی
این پاردی عجیب از نمایش انیمیشنی مذهبی کودکان داوی و گولیات با استفاده از بازیگران و شبیهسازی کلای میباشد، به دلیل استاپ موشن، صداهای تحریفشده، گوش و موی پروتزی غولآسا و صحنههایی که به نمایش خانه پِی-وِی شبیهسازی میکند واقعگرایانه به نظر میرسد. پدر داوی با کمربند او را میزند زیرا میگوید گرگی دید اما حقیقتاً گرگی را دیده است، در حالی که خواهرش با شادی نگاه میکند. سگ گولیاث، در واقع یک پایهٔ فتوکلاه پوستی با دمی grotesque، سعی میکند کمک کند اما او نیز کتک میخورد. رویاهای ادیپال و انتقام داوی از نکتههای برجستهٔ این کابوس suburban است که فراموشنشدنی و بهشدت خندهآور است.