خط داستانی
مایش دِشموک به نیروهای مسلح کشور ملحق شده تا با صراحت و میهنپرستی خدمت کند در دوران دانشجویی با همدانشگاهی محی درگیر میشود شرط بندی بین دوستانش منجر به عاشق شدنش به محی میشود که او نیز بر این عشق صحّه میگذارد پدر محی معتاد است و میخواهد محی رقص و فاحشی را پیشه کند تا هر روز به مصرف الکل برسد محی به پناهگاه با مایش میرسد اما شرایط آنقدر پیچیده میشود که مایش به گانگستری به نام مننا تبدیل میشود که حسابهای قدیمی را تسویه میکند