خط داستانی
چن کارشناس اجتماعی است که کارش زندگی اش را تحت تاثیر قرار داده است به طرز ناخواسته ای به همسرش لو وی و پسر خردسالش بی تفاوت می شود هرچند او از کارهای همسرش که «خیلی زباله های خیابانی هستند» خوشش می آید اما لو وی با این وضعیت کارگری اش مخالف نیست و فرصت را برای ایجاد پیوندی قوی با پسرشان چین پو پیدا می کند سپس خواهر لو وی پیشنهاد می دهد تا از کودک نگهداری کند در غیاب والدین یکی از شاگردان چن به خانه می خزد و به خواهرش تجاوز می کند در جریان تعرض کودک چین پو از پنجره خارج می شود و از سکوی ایمن به سقوط می افتد لو وی از شدت اندوه بهار می شود او با خود آرامش ندارد در شب ها بر سر این خیابان نشانه کشتار را ادامه می دهد