خط داستانی
فیلم کوتاهی دربارهٔ دوستی، ناامیدی و نفرت، که تصاویر سه جوان در حال صحبت در کنار هم با نماهای آهسته از سگهای تهاجمی مقایسه میشود. سه جوان دربارهٔ ازدواج ریچی با ایوِلـین صحبت میکنند که دوستیشان را در سایه قرار داده است. ریچی توضیح میدهد چگونه این اتفاق میتواند بیفتد: «او به من دل بسته بود و از این بابت از من متنفرند.» همگان نسبت به ایوِلـین شیفته بودند، اما ریچی روشن میکند که ازدواج آنها دقیقاً تختخوابِ گلی نیست. او اعتراف میکند که دروغ گفته و فریب داده و در نهایت از دوستانش برای بخشش درخواست میکند.