خط داستانی
این فیلم از سه داستان جداگانه تشکیل شده است که رویدادهای آن در طول جنگ جهانی دوم اتفاق میافتد. نخستین داستان، «دالانهای سفید»، روایت میکند چگونه یک کشیش لهستانی پسری یهودی را که در کشتار جمعی جان سالم به در برد، نجات میدهد. داستان دیگر، «اسوخت»، درباره پسری در گتو است که عاشق است و باید هر طور که شده برای محبوبش گلهای وحشی بیاورد. داستان سوم، «پیشگویی کبوتر»، درباره زندانی است که از اردوگاه اسیران فرار میکند و با این افسانه که همخواب او به زبان ییدیش در خوابش صحبت کرده است.