خط داستانی
جویس به نظر میرسد زندگی ایدهآل و آرامی داشته باشد؛ اما در زمان نبود همسرش در لندن، مردی نقابدار به خانه او حمله میکند و در او دختری ترسان را بیدار میکند که با رابطه خاص با پدرش و مادری دیوانه که به دنبال انتقام است آشفته شده است. از آن پس توهمات وحشیانه بر جویس غالب میشود و او هرکه را که به او نزدیک میشود را در یک حمله خشمگین به قتل میرساند.