خط داستانی
یک مرد شجاع چتر نبیل دندان درد دارد اما از رفتن به دندانپزشکی می ترسد. فرزند چند ساله او او را به دفتر می آورد. در مطب، به جز دندانپزشک، عروسکی نرم منتظر او است که در کودکی او را به یاد می آورد. پزشک با پخش فیلم هایی با حضور سگ روی دستگاه ویدئویی به مرد می فهماند که با دیدن قهرمان دوران کودکی خود توجهی به درد دندان نمی کند و به این ترتیب دندان درد را بیرون می کشد.