خط داستانی
هیلین النگ زندگی ظاهراً رضایت بخشی دارد در آستانه ده سالگی مرگ شوهرش قصد افتتاح یتیم خانه ای به یاد او را دارد به این مناسبت پسر نقاش مبتذل او از پاریس بازگشته است النگ قصد دارد با استفاده از این فرصت حقیقت درباره پدر او را به او بگوید اما ارواح گذشته در یک شب پرحادثه آشکار می شوند و نمای ظاهری زندگی خانوادگی متمدن را فرو می ریزند