خط داستانی
مدیر مدرسه بن رایستَمسن به زمانبندی، نظم و انضباط شدید عشق میورزد. بن پس از آمادهسازی دقیق سخنرانی برای کنفرانس آموزشی، از قطار خود جا میماند. بدون هیچ کس دیگر برای کمک به او، از دانشآموز سابق جوان، لورا وایزلِی، خواسته تا به او برسد. لورا که از جدایی عاصی است، به او با ماشین والدینش میگوید که میبردش؛ این امر باعث نگرانی والدینش میشود و آنها به پلیس اطلاع میدهند.