خط داستانی
داستان در سال هزار و نهصد و سیلوال است. مأمور نظامی از درجه اش تیغ میزند به دلیل همدستی با یک عامل ضدجاسوسی در حین مأموریت در پاریس. سپس به واحد ضدجاسوسی کشور خود ملحق میشود به خاطر دانشی که از زبانها دارد. او به گدانسک اعزام میشود تا راز «وتان» را در سرویس جاسوسی آلمانی بیابد. او در نهایت عامل را تعقیب میکند و میکشد، و با این کار امکان پاکسازی خود از اتهامات را از دست میدهد. درست زمانی که حکم اعدام در حال اجراست جنگ آغاز میشود و او از زندان بمبارده فرار میکند و به پارتیزانها میپیوندد.