خط داستانی
سال ۱۹۸۱ است، یک ماه قبل از اعمال حکومت نظامی. در کارخانه «متالوپول»، جایی که تقریباً تمام خانواده سوزتاک کار میکنند، بحثها و بازیهای شدید و دراماتیکی در جریان است. کارول سوزتاک که قاطع اما میانهرو است، به عنوان رئیس اتحادیه صنعتی انتخاب میشود. اعضای همبستگی خواستار اخراج وی میشوند. با وجود اعتصاب که به ابتکار منطقه اعلام شده است، سوزتاک همراه با دیگران به کار میپیوندد. او از کارخانه در یک مناطق به طور متهی به وسیله یک گاری برده میشود که برای ۴۶ سال در آن کار کرده است.