خط داستانی
بیمار روانی که در بیمارستان روانی نگهبانی میشود از محدودیت فرار میکند و به حاشیههای مادرید سفر میکند. ذهنش از دلالت برای کشتن آشوبی است. پس از قتل دو دختر در کنار رودخانه، زنجیرهای از قتلها آغاز میشود که ترس را در منطقه گسترش میدهد.