خط داستانی
دورگا و ویکرام سینگ سالهاست که ازدواج کردهاند. ویکرام به جرم و جنایت روی آورده و به همین دلیل با یک گنگستر رقیب به نام جاگی درگیر شده است. دورگا دوقلو به دنیا میآورد و جاگی یکی از آنها را میدزدد و به یک قاچاقچی به نام پاسکال میفروشد. دورگا وقتی متوجه میشود که پسرش گم شده، ناراحت میشود، اما وقتی ویکرام او را ترک میکند، به شدت ویران میشود. دورگا با سختی پسرش کیشان را بزرگ میکند و از پیدا کردن پسر دیگرش ناامید میشود. کیشان بزرگ شده و اکنون یک افسر پلیس متعهد است. از طرف دیگر، پاسکال از آمی ت بهرهکشی کرده و او را بیسواد نگهداشته و به جرمهای کوچک و الکلی تبدیل کرده است. این موضوع او را در تقابل با کیشان قرار میدهد، اما به طرز عجیبی آنها اختلافاتشان را حل کرده و دوستان نزدیک میشوند. ویکرام هنوز زنده است و از وجود دو پسر و همسرش بیخبر است.