خط داستانی
درام خاموشی که مشکلات خانواده روستایی را دنبال می کند که برای داشتن زندگی بهتری به شهر بزرگ می رود. با وجود فقر، خانواده برای پیرمردی گدا هجده می دهد در حالی که شوهر بیکار به دنبال کار می گردد. کوچکترین دختر از طوطی دانه پرنده می دزدد و بزرگترین دختر برای غذا در آستانهٔ معامله جنسی است. همسر گمان می کند گدا چیزی پنهان می کند و کیسه ای برنج در اتاق او پیدا میکند. گدا می میرد و همسر برای خانواده برنج را میپزد. هرچند او برای خانواده اش زحمت کشیده است، احساس گناه نسبت به پیرمرد او را از خوردن غذا بازمیدارد.