خط داستانی
ایزن شتين در خطر افتاده است برای شلیک یک جوجه سنگین می شود. به او می گویند باید به زندان برود اما دوستش او را به مهمانی اشرافی دعوت کرده است. ایزن شتين با وجود ازدواج می خواهد به مهمانی برود تا با زنان آشنا شود. به همسرش دروغ می گوید که به زندان می رود اما در واقع به مهمانی می رود. داستان او شک همسرش را برمی انگیزد و همسرش نقشه ای می چیند تا شوهر زن باز را دستگیر کند.