خط داستانی
پسری بیست ساله به نام ایس. لازلو نگهبان بارجاری است که توسط شرکت تعاونی کشاورزی در اطراف پایتخت استخدام شده است. روزی او پولی که به طور رسمی به او سپرده شده را یا نمیگذارد یا به کار نمیرود و وقت و پولش را صرف کارهایی میکند که توان خرید آن را ندارد، مانند گشت و گذار، خرید شیرینیها، سوار شدن به تاکسیها، رفتن به رستورانها، دریاچه بالاتون، دختران و غیره