خط داستانی
در آستانه جنگ دهقانان آلمانی، خانواده جوان کریستوف قربانی عملی از انتقام شوالیه شارفنشتاین میشود. رهبر دهقانان ژوست کریستوف را پناه میدهد تا یاد بگیرد بخواند، بنویسد و از سلاح استفاده کند. هنگام بازگشت، رمزنگاری فریب آشکار میشود و او با پرچم همراه بازگشت میکند. در راه بازگشت دستگیر میشود و در زندان با ژرماون ملاقات میکند؛ هر دوبرادر کوچکتر، یاکوب، به عنوان جلاد میخواهد برادر را آزاد کند اگر از اتحادیه دهقانان چشم پوشی کند. کریستوف امتناع میکند و با پرچم فرار میکند.