خط داستانی
مصور رسام پاريسي تنها با مار پيتون به نام گراس کانلين در آپارتمان كوچكي زندگي مي كند و به همكاري اش مي اميزد تا گرما و همدمى يابد. عاشق همكارش مل دو ريف، او به طور نامتناسب سعي مي كند محبت او را به دست آورد و با درك نادرست شرط هاي اجتماعي و ارتباط انسانى دست و پنجه نرم مي كند. وابستگى دمدمي او به مار، او را بيشتر منزوى مي كند و اشتهاء به صميميت انسانى مرز واقعيت و فانتزي را محو مي سازد. با وجود جستجوى مشاوره و تلاش هاى ناپخته براى عشق، او همچنان تنهاست. فيلم با جستار تراژيک و كمدى از مبارزه او پايان مي يابد که به طور مبهمى هنگام مواجهه با نياز برآورده نشده به گرمای انسانی گره ميخورد.