خط داستانی
موریتز که ۱۵ سال دارد در منطقهای مرفه از هامبورگ زندگی میکند، اما والدینش به او اهمیتی نمیدهند. نوجوان از تمسخر همکلاسیها رنج میبرد و در رویاها و نواختن ساکسوفون پناه میگیرد. تنها وقتی به یک گروه باند میپیوندد و در آنجا اجرا میکند، موریتس از دایره منفی بیرون میآید و با دوستان جدید عشق را مییابد...