خط داستانی
سومان و آميت عاشقان یکدیگرند و قصد ازدواج دارند. آميت با برادر کوچکش راجو زندگی میکند و راجو به سومان خواهرشوهر خطاب میکند. آميت در دانشگاه تدریس میکند اما راجو بیکار است و تا حدودی از محبتهای آميت و سومان مغلوب شده است. راجو در دام دوستنامنظم میافتد و به trouble میافتد. وقتی آميت برای کمک به راجو میآید، کشته میشود. سومان به پوشش بیوهوار در میآید و دوباره ازدواج نمیکند. سپس روزی فردی همشکل آميت به نام شانکار وارد زندگی سومان و راجو میشود. راجو که احساس گناه دارد فکر میکند برادرش را دوباره پیدا کرده است و با استخدام شانکار سعی میکند جبران کند بدون اینکه بداند شانکار یک گناهکار تحت تعقیب است و دنبال راه فرار از مقامات میگردد.