خط داستانی
سانکارانکوتی روستایی ساده، زندگی بی دغدغه دارد و به کارهای بچگانه می پردازد و با پولی که خواهرش به او می دهد زندگی می کند تا اینکه روزی با ازدواجی نهایی می شود اما همسرش از سبک زندگی بی هدف و رفتار مسئولیت ناپذیرش ناامید شده و به خانه پدر و مادرش برمی گردد در این میان خواهرش که اکنون با عشق خود زندگی می کند نمی تواند برای او چیزی بپردازد و زن بیوه ای مهربان که روزگاری از او مراقبت می کرد می میرد او اکنون بدون پناهگاهی برای اتکا می ماند و از این نقطه به بعد با کار به عنوان دستیار راننده لاری زندگی را از نو می بیند و رشد می کند