خط داستانی
پس از ورود به خانهای که فکر میکند خالی است، دزد اولیویه توسط صاحبخانه، آریانه، که معلوم میشود یک داماد است، گرفتار میشود. به طرز غیرمنتظرهای به او علاقهمند میشود و اولیویه بهطور دورهای به دیدن او میرود و یک رابطه احساسی ناگهانی شکل میگیرد، با وجود شغل آریانه. به زودی اولیویه با کار او بیشتر آشنا میشود و حتی گاهی در آن شرکت میکند. اما وقتی متوجه میشود آریانه یک پسر دارد، سعی میکند او را "اصلاح" کند و امیدوار است زندگی بهتری برایش فراهم کند.