خط داستانی
دارامچند رئیس بانک المپیک است که قرار است تا سیام ماه یک حسابرسی نهایی انجام شود. به زودی، دخترش، هما، جسد او را در اتاق خوابش پیدا میکند. او به برادرش، راتن، زنگ میزند که میرسد و یادداشتی از خودکشی در اتاق پدرش پیدا میکند که توضیح میدهد او ۲۰ لک از بانک اختلاس کرده، قادر به بازپرداخت آن نیست و به همین دلیل خودکشی میکند. راتن تصمیم میگیرد نام نیک خانواده را حفظ کند و به هیچکس، از جمله هما، درباره یادداشت خودکشی نگوید. به زودی، راتن با یک باجگیر به نام شیکر مواجه میشود که تهدید میکند اگر راتن در یک سرقت بانکی که دو روز قبل از حسابرسی نهایی انجام میشود، شرکت نکند، راز او را فاش خواهد کرد. راتن به او کمک میکند، سرقت انجام میشود، پول دزدیده میشود، تمام سوابق بانکی سوزانده میشود و دزدان موفق به فرار میشوند.