خط داستانی
در دربار آشفتگی مدنی وجود داشت. برای محافظت از پادشاه، برخی وزرای وفادار و خود پادشاه در یک خانه قدیمی پنهان شدند. این خانه قدیمی به عنوان خانهای جن زده شناخته میشد؛ هر کسی که در آن زندگی میکرد، حتماً خواهد مرد. آقای و خانم تسه به خانه جن زده رفتند اما در آنجا جان باختند. پسرشان تسه تین جون خواست حقیقت مرگ والدینش را کشف کند، بنابراین به آن خانه رفت. در همین حال، وزیر دیگری از پنهان شدن پادشاه در آن خانه مطلع شد و نیروی نظامی برای کشتن پادشاه فرستاد. در واقع آقای و خانم تسه وانمود کردند که مردهاند تا عموم را فریب دهند. تین جون با والدینش و وزرای وفادار برای مقابله با شورشیان ایستاد. پس از نبرد خونین، آنها در نهایت شورشیان را نابود کردند.