خط داستانی
جامعه شکار دندان و ناخن به هر کسی که بتواند تنها جایزه گمشده خود، اسپیدی گونزالس، را به دست آورد، پاداشی ارائه میدهد. دافی دقیقاً احمق مناسبی برای این کار است. دافی سعی میکند به اسپیدی بگوید که شاتگانش یک تلسکوپ است، اما اسپیدی او را قانع میکند که نگاه کند. دافی سعی میکند تلهای بگذارد، اما این کار زمانی نتیجه میدهد که خودش به آن پا میگذارد تا بفهمد مشکل کجاست. یک عروسک موش دختر منفجرشونده مدام به دافی برمیگردد. دافی خود را به شکل یک انچیلادا غولپیکر در میآورد، اما موشها روی او سس تند میپاشند. در نهایت، دافی سوار یک موشک میشود، اما به قطاری برخورد میکند که او را درست به سقف جامعه شکار پرتاب میکند.