خط داستانی
در سال 1901، فیلم پیشرفت افسر پلیس پیترسون (ماتایی) را در تلاشش برای به عدالت رساندن یک مرد بومی (کامهال) تحت قوانین سفیدپوستان دنبال میکند. پس از شنیدن درباره یک قتل که تحت قوانین قبیلهای رخ داده، پیترسون به همراه ردیاب سیاهپوست جوبال (دووراو) مأموریتی را برای دستگیری مرد متهم آغاز میکند و او را به ملبورن برای محاکمه میآورد. این سفر برای هر دو، پیترسون و جوبال، کشف و درک جدیدی است. جوبال خود را در میان جامعه سیاه و سفید گرفتار میبیند و در نهایت پس از یک مراسم سنتی دچار نفرین میشود و میمیرد. پیترسون مجبور است به تنهایی زندانی را به ملبورن برگرداند، اما بدون کمک زندانیاش نمیتواند از تلههای بیابان عبور کند. در مراحل پایانی بازگشتش، پیترسون شروع به درک نادرستی مأموریتش میکند و مرد بومی را آزاد میکند تا به مردمش برگردد. در نهایت، سفر استعاری به بیرون از تاریکی، سفری است که پیترسون انجام میدهد.