خط داستانی
تام جری را به داخل یک کارخانه کنسرو ماهی تعقیب میکند؛ آنها در قوطیها مهر و موم میشوند. تام فرار میکند، اما هنگامیکه قوطیها زیر او غلت میزنند، از یک اسکله سقوط میکند. یک کوسه او را از آب تعقیب میکند؛ تام یک لنگر بر روی کوسه میاندازد. در همین حال، جری در قوطیاش میپرد؛ تام آن را باز میکند و انگشتش را داخل میگذارد که جری آن را گاز میگیرد. جری تام را فریب میدهد تا از انتهای یک اسکله دیگر بیفتد و دوباره در مسیر کوسه قرار بگیرد. کوسه تام را در موقعیت بسیار خطرناکی قرار میدهد و به سختی دهانش را باز نگه میدارد. جری به او رحم میکند و یک شیکر پر از فلفل را به داخل کوسه میریزد که در خط پردازش قرار میگیرد و در یک قوطی بزرگ پر میشود. تام پشیمان نیست، بنابراین جری او را با یک fin کوسه تقلبی فریب میدهد.