خط داستانی
در سال 1966، یک ژیمناست سابق به زادگاهش دانزیگ، که اکنون بخشی از لهستان است، بازمیگردد. او شروع به تأمل در مورد یکی از همکلاسیهایش، یواخیم مالکه، میکند که در طول جنگ جهانی دوم ناپدید شد. مالکه در ابتدا به دلیل سیبزمینی بزرگش به عنوان یک فرد بیگانه شناخته میشد، اما وقتی مشخص شد که او یک شیرجهزن عالی است، گروه محبوب او را پذیرفتند. سپس او یک صلیب شوالیه را از یک سرباز دزدیده و از مدرسه اخراج میشود. با داوطلب شدن برای خدمت در جنگ، او خود یک مدال کسب میکند و امیدوار است که شهرتش ترمیم شود. اما مدیر مدرسه این را رد میکند و مالکه از ارتش فرار میکند...