خط داستانی
ریباتجو - ماریا روزا، همسر یک گاوچران بیباک، خوزه، که توسط یک گاو کشته شده است، از پسرش توینو میخواهد که هرگز با دام کار نکند، در غیر این صورت او را ترسو خواهند نامید. سالها بعد، پس از اینکه با کاسیندا ازدواج کرده و از خانوادهاش جدا شده است، توینو زمانی که در روستا مجبور میشود دوباره شجاعتش را برای نجات پسرش کیم که توسط یک حیوان تعقیب میشود، ثابت کند، قولش را میشکند...