خط داستانی
کلینت هریسون یک مبارز مسلح است که سالهاست از یک خانواده انتقامجو فرار میکند. او به زادگاهش بازمیگردد و متوجه میشود که همسرش پسرش را برداشته و به شمال فرار کرده تا از شهرت ناخوشایند او بگریزد. در تلاش برای جبران، او وارد جنگی بر سر زمین میشود که بین گروهی از کشاورزان ناامید و یک دامدار بیرحم به نام شانون و سرپرست خشن او در حال وقوع است. او به همسرش قول میدهد که از اسلحهاش استفاده نکند، اما باید نظارهگر باشد در حالی که مردان شانون کشاورزان را در یک سری صحنههای به خوبی طراحی شده از بین میبرند، صحنههایی که به طور حسابشدهای انتظار لحظه اجتنابناپذیر را در بینندگان ایجاد میکند که در آن کلینت مجبور به استفاده از اسلحههایش و تسویه حساب میشود.