خط داستانی
یک برده کوچک و لاغر که برهنه است (که توسط پولانسکی بازی میشود) فلوت مینوازد و طبل میزند تا ارباب بزرگش را سرگرم کند که در یک صندلی راک در مقابل عمارتش نشسته است. این برده مانند یک دیوانه میپرد و میجهد، عرق پیشانی اربابش را پاک میکند، به او غذا میدهد، پاهایش را میشوید، او را از آفتاب با چتر سایه میزند و یک ادرارکننده برایش نگه میدارد.